سفارش تبلیغ
تی شرت درخشان LED
این تیشرت دارای یک پنل LED است
که با صدای محیط به حرکت در می‌آید

ساعت سامورایی LED آبی
این ساعت مانند یک دستبند است که در زمان دلخواه ساعت آن ظاهر می شود.
تلویزیون دیجیتال
دریافت دیجیتال کانالهای تلویزیونی و ماهواره‌ای روی لپ‌تاپ و کامپیوتر
تلویزیون دیجیتال
..:: بهونه های بارونی ::..

..:: بهونه های بارونی ::..
مهرانا[68]
باران بهانه بود که تو زیر چتر من تا انتهای کوچه بیایی ولبخند مثل گلی شکوفه کند برلبانمان! 
لینک دوستان

این کتاب یه کتاب فوق العاده است که تو اون کریس رونالدو لحظه به لحظه زندگی خودش رو شرح کرده است.این کتاب در اوایل سال 2008 به چاپ رسیده است و فروشی باور نکردنی داشته است.

لح
ظه هایی برای اهدا کردن


این عنوان خلاصه ای از اصل این کتاب است.لحظه هایی از دوران کودکی من و به شما میگه که چقدر فوتبال از یک سن خیلی کم مرا سر شوق اورد.این ها داستان هایی از یک بچه هست که همه چیز را به خاطر لذت بازی کردن با توپ رها کرد.این ها در حقیقت قسمت هایی از تجربیاتی هست که من تا الان بدست اوردم.بعضی از انها با شادی همراه بودند مثل اولین بار که من برای تمرین با بازیکنان حرفه ای (اصلی)اسپورتینگ انتخاب شدم اولین بازی برای اولین تیمم اولین بازی که برای تیم ملی کشورم بازی کردم انتقال من به منچستر جوایزی که تا الان بردم و خیلی دیگه.بقیه ی تجربیاتم تکان دهنده بودند و مرا به سمت ناامیدی و گریه کشاندند مثل دوره ای که در طول ان من باید تنها در مرکز تمرینات اسپورتینگ زندگی می کردم و نمی توانستم دلتنگی ام برای دوستان و خانواده ام را تحمل کنم.یا مرگ پدرم زخمی که هنوز هم خوب نشده است.این کتاب به یاد و خاطره ی پدرم اختصاص داره چون او هنوز هم در زندگی من حضور داره و من میدونم او هرجا که هست هنوز هم مثل همیشه به من افتخار میکنه.افتخاری که او لذت می برد تا به تمام جهان خبر دهد.
این کتاب به بقیه ی اعضای خانواده ام هم به همان اندازه تعلق داره.مادرم ماریا دولورس. خواهرانم الما و کاتیا. برادرم هوگو .دوستم(شوهر خواهرم کاتیا)جوزه پریرا و پسرخاله ام نونو ویوروس.انها گرانبهاترین در زندگی من هستند.بیشتر به خاطر انها تصمیم گرفتم سرگذشتم رو بنویسم.برای انها که تنها کسانی بودند که از من خواستند تا قسمت کوچکی از تجربیات زندگی ام را با شما تقسیم کنم.
من کریستیانو رونالدو دوست دارم که خودم رو مثل یک بچه ببینم.من همیشه برای بچه ماندن می جنگم حتی اگر شرایط سنی ام وضع متفاوتی داشته باشد البته فقط در راهی این را باور میکنم که ممکنه روبه رو شدن با بدبختی به همراه امیدواری و خوش بینی باشد.وقتی که برای یاد گرفتن و پیشرفت امادگی وجود داشته باشه.همیشه.من هرروز اینگونه رفتار میکنم چه در شرایط معمولی یا در حرفه ام برای پیشرفت از نظر یک انسان برای با ارزش شدن در فوتبال حرفه ای و برای شرکت کردن بیشتر برای موفقیت منچستریونایتد.
من امیدوارم که شما این"لحظه ها" در زندگی مرا همانطور که من احساس کردم احساس کنید.

اسم من کریستیانو رونالدو هست...

...و من میدانم این اسم معنی های زیادی به کسانی که عاشق فوتبال هستند میدهد- بزرگترین عشق زندگی من.انها مرا خیلی خوب میشناسند...هروقت انها مرا در زمین بازی میبینند میدانند که من چگونه بازی میکنم.چطور دریبل میزنم.انها استیل و سبک مرا میشناسند ولی خیلی چیزها راجع به من هست که هیچ کس نمیداند.
جوانی من به من این حق را نمیدهد که داستان زندگی ام را بگم و این کتاب هم قصد دفاع کردن از این موضوع را ندارد.این کتاب هیچی نیست فقط یک دعوت از خواننده ی این کتاب است تا بعضی از بهترین لحظه های زندگی ام را تا الان با او تقسیم کنم.پس این داستان کامل زندگی من نیست.یکروز در اینده ی خیلی دور نوشته خواهد شد.به امید اینکه خداوند هم کمکم خواهد کرد که یک دوره ی انقدر خوب تحقق یابد که من ان را بنویسم.در یک کتاب با صفحه های خیلی بیشتر!
من قصد دارم قسمت بزرگی از ان کتاب را به پیروزی های منچستریونایتد اهدا کنم به باشگاه که واقعا مرا معروف کرد و مرا به یگ الگوی فوتبال در 22 سالگی تبدیل کرد.من هیچ وقت یونایتد را فراموش نمیکنم ...بخاطر نیرویش و به خاطر لذتی که از پوشیدن لباس یونایتد بردم.این لذت فقط میتواند با لذت پوشیدن لباس تیم ملی پرتغال مقایسه شود.
من میخواهم با شما داستان های مختلفی از زندگی ام را تقسیم کنم:من درباره ی دوران بچگی ام به شما خواهم گفت سختی زمانی که باید خانه ام جزیره ی مادیرا را ترک میکردم و به مهمترین شهر پرتغال میرفتم زمانی که فقط یک پسربچه بودم.
زندگی من تغییر شگفت انگیزی کرده است.من خوشحالم که فوتبال بازی میکنم.برای بودن در تیم منچستر یونایتد و تیم ملی کشورم خوشحالم.من خوشحالم چون کاری را انجام میدهم که ازش لذت میبرم وحتی بخاطر ان حقوق هم میگیرم.شما از تمام این "لحظه ها" که در این کتاب نوشته شده خواهید فهمید که توپ
همیشه بهترین دوست من بوده است.بزرگترین جاذبه ای که مرا به سوی خود میکشاند .از زمانی که باید برای برگرداندنش به حیاط همسایه مان می پریدم.وقتی که در خیابان های فونچال با دوستانم بازی میکردم...
همانطور که قبلا گفتم این کتاب شامل مهمترین لحظه های منه.بعضی از انها خنده دار.بعضی ها غمگین.خیلی غمگین مثل مرگ پدرم.من امیدوارم که پس از پایان این داستانهای مختلف شما بتوانید کریستیانو رونالدو رو بهتر بشناسید.حداقل یه کم بهتر...
وقتی شما خواندن اخرین خط را تمام کردید امیدوارم به این نتیجه برسید که از این صفحات لذت بردید.لذتی که از دنبال کردن و تماشای یک دریبل زن در فوتبال میبرید.من همیشه میخواستم دیگران را خوشحال کنم.
بعد شما خواهید دید که من قصه گوی خوبی هستم یا نه.
هیچکس نمیتواند مرا سرزنش کند به خاطر اینکه عاشق کشورم هستم و نه برای اینکه منچستر یونایتد را در جای خیلی خاصی در قلبم قرار دادم.

(نام جزیره ای) TIMOR

هواپیما در فرودگاه COMODORO در DILI(پایتخت TIMOR غربی)فرود امد.من از پنجره به بیرون نگاه کردم و چیزی را که با چشمانم دیدم باور نکردم.جمعیت زیادی صبورانه منتظر رسیدن من بودند.با یک دست دوربین های عکاسی و دوربین های فیلم برداری و با دست دیگر کاغذ های سفید و یا پوستر های خوشامدگویی را گرفته بودند.ان ها واقعا مرا جذب کردند ولی ان با جمعیتی که در طول روزی که من در پایتخت timor غربی منتظر من بودند مقایسه نمیشد.همه ی خیابان ها پر از هزاران ادم بود.انها فقط برای دیدن من امده بودند برای دست تکان دادن برای من برای سلام کردن برای اینکه من یک لبخند به انها بزنم برای یک کلمه یک امضا و یا یک عکس من...
من در ان لحظه تکان خوردم..من تحت تاثیر جمعیتی قرار گرفته بودم که به من علاقمند بودند.اعضای شهر timor هرگز بازیکنی از تیم ملی پرتغال و منچستریونایتد رو از نزدیک ندیده بودند.من میدانم که پرتغال و timor گذشته ی تاریخی مخالفی(بدی)با هم داشتند و این را هم میدانم که مردم timor عاشق فوتبال اند و ان شور و شوق فوق العاده تنها چیزی هست که از ان همه احساسات زیاد در طول حضور من در انجا قابل توضیح دادن است.
هروقت تیم ملی پرتغال بازی دارد انها اول صبح بیدار میشوند و تلویزیون را روشن میکنند و از هیجان بازی لذت میبرند.(انها 9 ساعت از انگلیس و پرتغال جلوتر هستند)
برای مثال در طول یورو2004 اتفاقاتی افتاد:موفقیت بزرگی برای کشورمان هم از نظر سازمانی و هم از نظر ورزشی.اگرچه پایان بی نتیجه و غم انگیزی برای کسانی که سخت تلاش کرده بودند تا جام قهرمانی اروپا را ببرند داشت با وجود این مردم timor به جنگندگی ما افتخار میکردند.در حقیقت انها مثل برادران ما هستند دیدن شادی انها به خاطر حضور من در dili تعجبی نداشت و من مطمئنم همین اتفاق برای همه ی اعضای تیم ملی پرتغال هم میتوانست اتفاق بیفتد.ولی من الان راجع به احساساتی که خودم داشتم حرف میزنم.بدون شک من احساس کردم ادم خاصی هستم.تجربه کردن و دیدن شادی ان همه ادم که میخواستند مرا ببینند برایم کافی بود.ان یکی از چشمگیرترین و بزرگترین تجربه های من در زندگی بود و چیزی بود که من هرگز فراموش نخواهم کرد.
در طول رانندگی ما در یک جیپ به محل اقامت وزیر رسمی mari alkatari من هزاران ادم را دیدم.مسیر خیلی کوتاهی بود ولی بیش از یک ساعت وقت گرفت تا چند کیلومتر را بگذرانیم.
در خیابان های dili اشفتگی زیادی بود و حتی پلیس هم قادر نبود جمعیت را پراکنده کند.(کسانی که از حضور من شاد بودند و نام من و پرتغال را فریاد میزدند)واقعا جذاب بود.
ان یکی از لحظاتی بود که واقعا شما را سرحال میکرد. به اتفاق Laurentino Dias منشی جوانان و ورزش های پرتغال ،کسی که در timor بازدید رسمی داشت،من Mari Alkatari و تعدادی از وزیران حکومتش را ملاقات کردم.مدیر ورزش های timor وقتی کتش را دراورد و از من خواست لباسی را که پوشیده امضا کنم ،مرا غافلگیر کرد.
زمانی که من XANANA GUSMAO بزرگترین سردسته ی مقاومت مردم timor را ملاقات کردم،کسی که الان رئیس جمهور دموکراتیک timor شرقی است،همدیگر را در اغوش گرفتیم.
از بچگی چیز کمی که راجع به timor میدانستم،معنی زیادی برایم نداشت ولی اسم XANANA از جوانی برایم اشنا بود،انقدر که او مردی برجسته و شجاع بود.
خیلی جالب بود،نه فقط برای نمادگرایی اینکه به تنهایی به ملاقات ادمی به این مهمی که در شکل دادن تاریخ کشورش نقش مهمی داشت رفتم،همچنین برای شرایطی که وقتی در اداره اش بودیم ساخت.هرکس ناگهانی داخل میشد و هیچکس،هیچکس را نمیشناخت.
به درخواست او من پشت میزش نشستم و او رو به روی من ایستاد و به من بلوزها و پوسترهایی میداد و من انها را امضا میکردم که یادگاری هایی برای خانواده اش بودند.
شرایط غریبی بود ولی یک افتخار بود.XANANA GUSMAO مرد بسیار خوبی بود و من از ملاقات با او خیلی خوشحال شدم.
بازدید Timor شرقی رو به پایان بود،ولی قبل از ادامه دادن سفرم به مقصد Jakarta باید در Municipal استادیوم Dili حضور می یافتم.من هنوز با Xanana Gusmao بودم،وقتی که خبردار شدیم رفتن به استادیوم فکر خوبی نیست.جایی که جمعیت زیادی منتظر من بودند.به دلیل دلایل امنیتی بازدید من از انجا مصلحت امیز نبود.تعداد پلیس ها دور از حد انتظار بود .Xanana Gusmao با من بی پرده صحبت کرد.او میگفت که مشکلی نیست و مرا در استادیوم همراهی و از من محافظت میکند.رئیس جمهور Timor شرقی ضمانت کرد:انها به حرف من گوش می دهند،مشکلی وجود ندارد...من غافلگیر شدم و بار دیگر احساس خاصی داشتم.
ما به استادیوم رفتیم.من به چیزی که نمیشود ان را تصور کرد گواهی میدهم:بیش از بیست هزار ادم منتظر من بودند و اسم مرا فریاد می زدند.در یک زمان هم ترسیده بودم و هم تحت تاثیر قرار گرفته بودم ولی Xanana هنوز روی حرفش بود .او مرا همراهی کرد،امنیت را ایجاد کرد،راهی را برای عبور من باز کرد و مردم را قانع کرد که ان طرف تر بروند که من بتوانم به زمین بروم .پلیس ها که توسط جمعیت هدایت میشدند هم حتی از من عکس می گرفتند!
...خیلی سخت بود ولی ما موفق شدیم که به جایگاه تماشاگران برویم.خارق العاده بود.
Xanana اولین کسی بود که با جمعیت صحبت کرد .از انها خواست که ارام باشند .وقتی که نوبت من شد تا صحبت کنم،از ته قلبم از همه ی انها تشکر کردم،به خاطر عشق و احترامی که از انها دریافت کردم و به خاطر حمایتی که از من در ان روز فراموش نشدنی کردند.
اگر رسیدن من به انجا دشوار بود، لحظه ی ترک کردن استادیوم خیلی دشوارتر بود.پلیس ها هنوز از من عکس می گرفتند و جمعیت می خواست به من نزدیک شود.انها از روی یکدیگر می پریدند تا فقط از من یک امضا یا عکس بگیرند.دوستان من باید یک جاده را برای من خالی میکردند! این مثل همان صحنه ای بود که من به فرودگاه رسیدم.مردم از نرده ها می پریدند .
یک اشفتگی بزرگ...پلیس با انها مقابله کرد و فقط همان موقع بود که توانستم سوار هواپیمایی شوم که مرا به Jakarta می برد.لحظه هایی که من در Dili گذراندم،جذاب و فراموش نشدنی بودند.من احساس نکردم که خدا بودم،خیلی بیشتر از ان،ولی این به من اعتبار اینکه فوتبالیست معروفی در دنیا باشی و نتایجی که رسانه ها میتوانند داشته باشند را نشان داد. حتی بیشتر از ان، زمانی که در رابطه با مردمی باشی که در فقر و تنگدستی هستند مثل مردم Timor.من احساساتی را که در Dili تجربه کردم،در البوم خاطراتم نگه خواهم داشت.
من به ذره ی کوچکی شادی که به گوشه ای از جهان بردم،افتخار میکنم.
معلم کلاس پنجم من اگر ان حادثه را میدید حتما غافلگیر میشد.امروز من هروقت نگرانی او را به یاد می اورم نمیتوانم جلوی خنده ی خودم را بگیرم.هروقت من به کلاس میرفتم-گاهی اوقات دیر-به همراه توپ در یک دستم،او پشت سر هم می گفت:"رونالدو،توپ را فراموش کن.این توپ به تو غذا نخواهد داد.کلاس ها را از دست نده.مدرسه برای تو واقعا مهم است نه توپ.ان در زندگی برای تو هیچ چیزی نخواهد اورد."هنگامی که سوار هواپیما میشدم به یاد حرف هایش می افتادم.
زندگی پر از چیزهای غافلگیرکننده است.ان موقع من بدون توجه به حرفهایش گوش میدادم.ولی امروز او را درک میکنم،اگرچه او هنوز به مادر و خاله ام میگوید دیگر هیچ وقت این نظریه را به هیچ دانش اموزی نمیگوید.من فکر میکنم او کار درستی انجام داد و باید باورهایش را دنبال کند.به عنوان یک معلم ،او کارش را انجام داد و نصیحت خوبی بود با اینکه ما هیچ وقت نمیدانیم فردا ،چه چیزی برایمان می اورد.ولی من هرگز به او توجه نکردم.من دانش اموز عاقلی بودم.از بین همه ی درس ها ،علوم همیشه درس مورد علاقه ی من بود.شاید به خاطر مادیرا جزیره ام که اتشفشانی است و تنوع وسیعی از گیاهان را دارد که به یک باغ زیبا تبدیل میشوند.این کلاس ها توجه مرا جلب کرد و تمام توجه من،تمرکز بر انها بود.
وزیر علوم و فناوری پرتغال Mariano Gago از اینکه درباره ی علایق من بداند،خوشحال میشد.ما با هم در شروع به راه انداختن بازی های موبایل"cristiano ronaldo underworld football" ، مهمان مخصوص Y dreams بودیم،جایی که من باید دنیای فوتبال رو نجات میدادم.من شنیدم که او در حضور همگان گفت که من باید خیلی خوب باشم که الگویی نمونه برای بچه ها هستم.
من متاسفم که تحصیلاتم را بیشتر ادامه ندادم.ولی باید یک انتخاب در زندگی می داشتم.تازه تمرینات تیم حرفه ای اسپورتینگ را شروع کرده بودم.من قبل از این ها هم برای بازی در تیم لیسبون و تیم ملی دعوت شده بودم.درس خواندن و فوتبال حرفه ای (تمام وقت)به طور هم زمان مشکل بود و من یواش یواش به این موضوع پی بردم.ولی با گوش کردن به نصایح مادرم ،درس خواندن را حتی شب ها ادامه میدادم.من با تیم اول اسپورتینگ لیسبون به طور دائم تمرین میکردم و وقتی به مدرسه میرسیدم،بی نهایت خسته بودم.بنابراین باید یکی را انتخاب میکردم.فوتبال حرفه ای یا تحصیل تمام وقت و این تصمیم بسیار سختی بود.
در اسپورتینگ همه چیز عالی بود .من هرروز با تیم اول تمرین میکردم و انها مرا دوست داشتند.من امیدوار بودم یکروز به یک بازیکن حرفه ای تبدیل شوم.
من مدرسه را ترک کردم و مادرم در این راه به من خیلی کمک کرد تا به چیزی که میخواهم ،برسم.من این کار را بدون فکر انجام ندادم ولی تصمیم گرفتم که به هیچ دختر و پسر جوانی این را پیشنهاد نکنم،حتی کسانی که فوتبال را به اندازه ی من دوست دارند.
من اشتباه کردم،نه به خاطر انتخاب فوتبال،بلکه به این خاطر که انگلیسی را ادامه ندادم و به خودم میگفتم "برای چه من باید انگلیسی بخوانم؟".هر وقت کلاس زبان داشتم،بین ان در میرفتم و فوتبال بازی میکردم.
وقتی به منچستر یونایتد امدم،الکس فرگوسن مرا به هم تیمی هایم معرفی کرد.ان موقع فهمیدم که اشتباه کردم زبان را یاد نگرفتم.
ون نیستلروی به من خوش امد گفت.با لحنی دوستانه گفت:?how are you .من همانجا ایستادم،به او نگاه میکردم بدون اینکه بدانم چه جوابی باید بدهم.همانطور که من یک کلمه نمی فهمیدم،او ادامه می داد.
همانجا بود که من کلاس زبان هایی را به یاد اوردم که در انها شرکت نمیکردم.
بعد از این همه من به انگلیسی نیاز داشتم...


ادامه دارد................. ------ ادامش خیلی قشنگه....بهتون پیشنهاد میکنم حتما پیگیرش باشید

نظر یادتون نره


[ سه شنبه 4/11/90 ] [ 2:1 عصر ] [ مهرانا ]
 فرهاد مجیدی : واقعا انتظارش را  نداشتم

مجیدی هم والیبال نگاه می کند و در میان روز های پر کار نیم خودشان این طور در مورد تیم ملی والیبال نظر داد : « از شنیدن اخبار والیبال واقعا خوشحال می شوم . اصلا انتظارش را نداشتم ایران بتواند در چنین مسابقات بزرگی این نتایج را بگیرد . خوشحالم و آرزو می کنم که به دنبال هر هدفی هستند برسند حالا این هدف چه الپیک باشد چه رائه بازی خوب »

پرویز مظلومی : والیبال خواب را از من گرفته


مثل اینکه پر و پا قرص ترین طرفدار فوتبالی والیبال پرویز مظلومی است . مربی تیم فوتبال استقلال که خیلی پر هیجان در مورد جام جهانی صحبت می کند . او گفت : « صبح زود از خواب بلند می شوم تا بازی ها را دنبال کنم . والیبال خواب را از من گرفته و وقتی پای تلوزیون می نشینم همش حرص و جوش می خورم . خیلی بازی ها حساس است و فکر نمی کنم کسی آرام و قرار داشته باشد . واقعا عالی بود . واقعا .


آرش برهانی : رفیق والیبالی خیلی دارم


مهاجم تیم فوتبال استقلال هم پیگیر جام جهانی والیبال است و نظراتی این چنینی را گفت : « رفیق های والیبالی زیادی دارم و به همین دلیل از اخبار بی اطلاع نیستم . هر روز داریم یک خبر خوب می شنویم و طبیعتا خوشحال می شویم . فقط امیدوارم بچه های تیم ملی والیبال همین روند را حفظ کنند تا در پایان همه همین طور خوشحال بمانند . »


علی پروین : عشق می کنم بازی این بچه ها را می بینم


علی پروین یکی از نام هایی است که علاقه او نسبت به والیبال برای همه واضح است و پیش بینی می شد که بازی های جام جهانی را دنبال کند . او در پاسخ این به این پیش بینی جواب مثبت داد و گفت : « هر روز صبح بلند می شوم و بازی های تیم ملی را می بینیم . واقعا عشق می کنم بازی این بچه ها را می بینم مخصوصا اون دست چپه , مهدی بازارگرد خیلی خوب اسپک می زند. معلومه مربیشون خیلی خوب کار کرده و بچه ها آماده اند . فقط دوست دارم همین نتایج ادامه پیدا کند و ایران سهمیه الپمیک هم بگیرد و درخشش بازیکنان را در الپیک ببیمیم . »


پروین در ادامه در مورد علاقخ هودش به والیبال هم این چنین گفت : « همه می دانند که بعد از فوتبال , رشته مورد علاقه من والیبال است و الان که کمتر ولی قدیم تر ها وقتی گیر می آوردم والیبال بازی می کردم . »


امیر قلعه نوعی : می توانیم بهتر شویم


دیگر چهره ای که چندین بار در والیبال هم دیده شده و حتی برای تیم والیبال هنرمندان هم به میدان رفته است , امیر قلعه نوعی نام دارد که در مورد حال و احوال این روز های تیم ملی نظرات جالبی دارد . او گفت : « پتانسیل بچه های تیم ملی والیبال بیشتر از اینها است و به نظر من باید از اینها بهتر بشویم . البته تا اینجای کار هم خیلی خوب بوده ولی برای سال های آینده باید برنامه ای ریخته شود تا تیم ملی بهتر شود . بچه ها با این بازی هایشان در جام جهانی نشان دادند که قبل از اینها هم توانایی های زیادی داشتند ولی رو نمی شد پس در آینده هم می توانیم بهتر شویم چون این موشوع ثابت شده است .

قلعه نوعی هم از کسانی است که با والیبال غریبه نیست و در مورد رابطه خودش و این رشته گفت : « من از بچگی والیبال بازی می کردم و تو محلمون همیشه تور والیبال برپا بود . اگر من فوتبالست نمی شدم حتما الان یکی از والیبالیست های حرفه ای ایران بودم . »


علی کریمی : تک تک بچه ها مایه افتخارند


علی کریمی هم چندین بار اعلام کرده بود که ورزش دوم من والیبال است و به به همین دلیل , قطعا نظرات جالبی باید در مورد بازی های تیم ملی در جام جهانی داشته باشد . او در این مورد گفت : « واقعا از بازی تیم ملی لذت می برم و خیلی خوب کار کردند . ولاسکو خیلی خوب با والیبالیست ها کار کرده است و تاثیر آن در تیم ملی دیده می شود . نمی خواهم اسم شخص خاصی را ببرم چون تک تک بچه ها عالی بودند و مایع اقتخار هستند . »


فردین معصومی : والیبالی ها آبروداری کردند


کشتی گیر ها هم رسم دارند برای گرم کردن همیشه چند دقیقه ای والیبال بازی می کنند و معمولا برای خودشان صاحب نظرند . فردین معصومی کاپیتان تیم ملی کشتی آزاد



ایران در مورد نتایج این روز های والیبال گفت : « همه بازی های والیبال را دنبال می کنم و خیلی هم خوشم آمد . من بیشتر فوتبال نگاه می کردم و زیاد با والیبال آشنا نبودم ولی بازی اول ایران مقابل ژاپن را که دیدم به والیبال علاقه مند شدم و تصمیم گرفتم بازی ها را ببینم . کار ولاسکو خیلی خوب است معلوم شده که کارهای ویژه ای انجام داده و همین تلاش او و دیگر بچه ها والیبالی یک بار دیگر تابت کرده اند که همه چیز فقط فوتبال نیست و رشته های دیگر هم برای ایران در تک تک کشور های دنیا آبرو داری می کنند . در حالی که همه منتظر درخشش فوتبال در مقدماتی جام جهانی بودند والیبال در خود جام جهانی درخشید و امیدوارم نه به اندازه فوتبال ولی یک کم بیشتر توجه شود . مثل والیبال در ورزش ایرا زیاد داریم ولی همه چیز شده فوتبال . »

رضا چلنگر : سرمایه گذاری روی فوتبال در والیبال جواب داد


رضا چلنگر , مردی که با جام جهانی نا آشنا نیست و این بار در مورد حال و هوای این مسابقات اما در والیبال گفت : « راستش من علاقه شدیدی به والیبال ندارم اما نتایج روز های اول من را وادار کرد که صبح ها بیدار بنشینم و بازی ها را نگاه کنم . واقعا که یقه همه غول ها را گرفته و این کار بزرگ آنها جای تقدیر دارد . من نمی دانم چرا همه سرمایه گذاری ها روی فوتبال است ولی والیبال نتیجه می دهد . مثل اینکه جواب برنامه ها برعکس شده است !»



[ یکشنبه 6/9/90 ] [ 5:3 عصر ] [ مهرانا ]

آیا میدانید: که بیماری قند اولین عامل کوری در مردم جهان است ؟

آیا میدانید:
(11%) جمعیت جهان را چپ دستان تشکیل داده است ؟

آیا میدانید:
استرس تا 5 برابر سیستم ایمینی بدن را پایین می آورد ؟

آیا میدانید:
سرود اصلی کشور یونان متشکل از 158 بیت میباشد ؟

آیا میدانید:
پشه اشخاص جوان را نسبت به اشخاص پیر ترجع میدهد

آیا میدانید:
یک گاو می تواند از پله ها بالا برود ولی پایین نمی تواند بیاید؟

آیا میدانید:
تنها یک نفر در جهان در مقابله با ایدز جان سالم به در برده است؟

آیا میدانید:
یگانه چیزی که بیشتر باعث مرگ و میردر جهان میشود پشه است؟

آیا میدانید:
مقاومت موش صحرایی در برابر بی آبی بیشتر از شتر میباشد؟

آیا میدانید:
هر هکتار جنگل قادر است بیش از پنج تن گرد و غبار هوا را جذب کند؟

آیا میدانید:
1روز سیاره زهره برابر است به 30 روز زمینی و یک سالش 7 ماه است؟

آیا میدانید:
که در خط استوا ، دمای هوا در تمام فصول سال تقریبا یکسان است؟

آیا میدانید:
تعداد مرغ ها در سراسر جهان تقریبا” با جمعیت انسانها مساوی است؟

آیا میدانید:
قطر خورشید در حدود 139 هزار حجم آن 103 میلیون بار بزرگتر از زمین است.؟

آیا میدانید:
در یک سانتی متر مربع پوست شما (12) متر عصب و (4) متر رگ و مویرگ وجود دارد؟

آیا میدانید:
50 درصد جمعیت جهان در طول حیات خود هیچگاه از تلفن استفاده نکرده اند؟

آیا میدانید:
موشهای صحرایی سالانه یک سوم منابع و ذخایر غذایی جهان را نابود می سازند؟

آیا میدانید:
برای اینکه 700 گرم به وزن شما اضافه شود باید 9 کیلو سیب زمینی بخورید ؟

آیا میدانید:
اگر ساعت 7 صبح با هواپیما، توکیو را ترک کنید ساعت 7:45 عصر روز قبل به هاوایی می‌رسید؟

آیا میدانید:
تقلب در مدارس بنگلادش جرم به حساب می‌آید و افراد بالای 15 سال در صورت تقلب کردن، به زندان فرستاده می شوند؟

آیا میدانید:
با جستجو کردن عدد 241543903 در گوگل، عکس یک سری آدم میبینید که سرشان را در یخچال فرو کرده‌اند؟!(به صورت241543903.jpg بنویسید!)

آیا میدانید:
اگر سلول های موجود بر روی پوست بدن یک انسان را به دنبال هم بیچینیم طول آن 45 مایل خواهد شد؟!


[ چهارشنبه 18/8/90 ] [ 9:19 عصر ] [ مهرانا ]

شیث رضایی و محمد نصرتی با حرکت غیرمتعارف و بحث برانگیز خود در بازی مقابل داماش گیلان در داخل کشور ناراحتی و خشم همه را برانگیختند. با گسترش تصاویر و فیلم مربوط به خوشحالی غیر طبیعی این دو در سایت‌های اجتماعی و شبکه‌های گسترده ارتباطی در جهان شاهد بازتاب تلخ و ناراحت کننده این اتفاق در رسانه‌های پربیننده جهان بودیم.

تنها پس از یک روز کاری در قاره سبز رسانه‌های اسپانیا از جمله آس، مارکا، ال‌پایس، آ.ب.ث و خبرگزاری افه با انتشار فیلم و عکس و گزارش این خبر را منعکس کردند.

رسانه‌های آلمان نیز بازتابی قابل تامل داشتند و آمریکا در رسانه‌های تاثیرگذار داخلی خود و همچنین در منابعی چون شیکاگو تریبون، لس‌آنجلس تایمز و ... این خبر را منتشر کرد.
خبرگزاری فرانسه، آسوشیتد پرس و شبکه جهانی جام جم ایران عمدتا منابع ریشه‌ای و اصلی این اخبار محسوب می‌شدند.

در زیر به برخی از این بازتاب‌ها اشاره می‌شود:

زوددویچه آلمان: حرکت رضایی و نصرتی مذموم و زننده بود

روزنامه زوددویچه سایتونگ آلمان یک روز پس از دیدار تیم‌های داماش گیلان و پرسپولیس تهران نوشت محمد نصرتی و شیث رضایی، پس از گلزنی تیم‌شان در جدال با این تیم شهر رشت مرتکب رفتار‌های غیراخلاقی شدند که باعث محرومیت آن‌ها شد. ضمن آنکه 15 درصد از حقوق‌شان نیز توسط پرسپولیس کسر خواهد شد.
این روزنامه از قول سخنگوی پرسپولیس نوشت که نصرتی 11 سال در تیم ملی حضور داشته اما این موضوع بخاطر شکست حرمت‌ها، تاثیری ندارد.
این نشریه پرتیراژ در گزارش خود عنوان کرد که میلیون‌ها بیننده این بازی که در آن پرسپولیس 3 بر 2 برنده شد، را به صورت زنده تماشا کردند و دو بازیکن دارای سابقه در تیم ملی ایران چنین حرکات زننده‌ای مرتکب شدند.

مارکا: دو بازیکن پرسپولیس تا اطلاع ثانوی محروم شدند

روزنامه پرخواننده مارکا چاپ پایتخت اسپانیا با انعکاس تصاویر مربوط به خوشحالی ناپسند بازیکنان پرسپولیس تهران مقابل داماش و انتشار فیلم این لحظات تاسف برانگیز که بازتاب آن در رسانه های اروپایی اتفاق تلخی برای فوتبال ایران محسوب می‌شود، نوشت: دو بازیکن پرسپولیس تا اطلاع ثانوی محروم شدند.
روزنامه مارکا برخلاف آس اسپانیا به تحلیل شخصی نپرداخته و به نقل از گوینده صدا و سیما شبکه بین المللی جام جم و گزارش منتشر شده در خبرگزاری افه اسپانیا آورده است: دو بازیکن ایرانی تیم پرسپولیس به خاطر حرکتی که گوینده صدا و سیمای ایران آن را نامناسب و بی‌ادبانه و غیر اخلاقی توصیف کرده، تا اطلاع ثانوی محروم هستند.

فرانس‌پرس: جریمه نقدی و محرومیت برای رضایی و نصرتی

خبرگزاری فرانس پرس یک روز پس از بازی تیم‌های پرسپولیس و داماش گیلان به حواشی ناراحت کننده این بازی که توسط محمد نصرتی و شیث رضایی بوجود آمد، پرداخت. این رسانه نوشت فدراسیون فوتبال ایران برای این دو مدافع به خاطر رفتار غیر اخلاقی درحین بازی با حریف شمالی محرومیت تا اطلاع ثانوی در نظر گرفته است.
این منبع فرانسوی سپس به ذکر علت این محرومیت پرداخت و عنوان کرد ماجرا از بازی روز شنبه در لیگ برتر ایران آغاز شد که پس از شادی ناشی از گل، این دو بازیکن رفتارهای زننده داشتند. حرکاتی که از چشم میلیون‌ها ایرانی به خاطر پخش تلویزیونی دور نماند.
این خبرگزاری سپس به ذکر اظهارات اسماعیل حسن زاده از فدراسیون فوتبال ایران پرداخت که در مصاحبه‌ای تلویزیونی از محرومیت این دو بازیکن خبر داد.
باشگاه پرسپولیس نیز به عنوان یک تیم پرطرفدار و تحت حمایت دولت باید بابت هر یک 40 هزار دلار جریمه پرداخت کند.

شیکاگو تریبون: رفتار نصرتی و رضایی خشم ایرانیان را برانگیخت

روزنامه شیکاگو تریبون عنوان کرد که محمد نصرتی و شیث رضایی دو بازیکن تیم سرخ‌پوشان پایتخت که سابقه حضور در تیم ملی ایران را دارند، در بازی روز شنبه با داماش گیلان به خاطر شادی غیراخلاقی پس از به ثمر رسیدن گل دچار محرومیت شدند.
این روزنامه با قرار دادن فیلم این بازی در پایگاه اینترنتی خود افزود در دیداری که به صورت زنده از تلویزیون پخش شد، این دو بازیکن حرکاتی زشت مرتکب شدند که به زعم خویش عمدی در آن نبوده و جنبه شوخی داشته است. رفتاری که باعث ناراحتی و خشم فوتبال‌دوستان ایرانی شده است.
روزنامه آمریکایی از کسر 15 درصدی حقوق این دو بازیکن محروم و اخراج محمود خوردبین، سرپرست قدیمی سرخ‌پوشان به عنوان عواقب این رفتار یاد کرد.

اظهار تاسف روزنامه آس اسپانیا از حرکت ناپسند شیث و نصرتی


سایت رسمی وابسته به روزنامه آس اسپانیا گزارشی از بازی پرسپولیس و داماش گیلان را در صفحه اصلی خود منعکس و خبر مربوط به حرکت زشت دو بازیکن پرسپولیس را در یکی از مهمترین بخش‌های سایت خود حک کرده است.
در این گزارش و با توجه به ادبیات منحصر به فرد روزنامه‌های اسپانیایی، نویسنده بدون هیچ اغماضی به تشریح وقایع دیدار پرسپولیس و داماش پرداخته است.
اصل این گزارش در سایت آس اسپانیا به نقل از خبرگزاری ملی اسپانیا ( افه) منعکس و در این گزارش منبع اصلی نویسنده تصاویری ضبط شده از شبکه بین المللی جام جم ذکر شده است.
نام نصرتی و رضایی در این گزارش ذکر شده و نویسنده اسپانیایی این متن نیز درباره حرکت زشت دو بازیکن اظهار تاسف کرده است.
در پایان این گزارش آمده است: با توجه به شرایطی که در کشورهای مسلمان و به خصوص شیعه، وجود دارد این حرکت ناشایست وجهه به مراتب بدتری خواهد داشت.

فاکس‌نیوز: دو بازیکن پرسپولیسی حق ورود به هیچ محیط ورزشی را ندارند


شبکه فاکس نیوز یک روز پس از بازی تیم‌های داماش گیلان و پرسپولیس تهران به ذکر اتفاقات و حواشی این بازی پرداخت.
این منبع در گزارش مکتوب خود عنوان کرد محمد نصرتی و شیث رضایی، دو بازیکن پرسابقه و ملی پوش سرخ‌پوشان تهرانی حق ورود به هیچ محیط ورزشی را ندارند. علت این امر به خاطر رفتار زشت و زننده در حین بازی روز شنبه توسط این دو گزارش شده است.
فاکس نیوز افزود: این دو بازیکن در شرایطی که بازیکنان پرسپولیس در جریان بازی و پس از به ثمر رسیدن هر گل در برد 3 بر 2 خوشحالی می‌کردند، رفتارهای زشتی را مرتکب شدند که از دید دوربین‌های تلویزیونی دور نماند.

روزنامه ABC: شادی غیرطبیعی بازیکنان پرطرفدارترین تیم آسیا

روزنامه ABC در گزارشی از بازی دو تیم پرسپولیس تهران و داماش گیلان آورد: دو بازیکن تیم فوتبال پرسپولیس تهران به خاطر شادی غیر طبیعی خود پس از گلزنی تا اطلاع ثانوی از سوی کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال ایران محروم شدند.
محمد نصرتی و شیث رضایی پس از به گل رسیدن تیمشان در گیلان شادی غیرطبیعی و جنجالی داشتند که باعث شد فدراسیون فوتبال ایران و رسانه‌های ورزشی این کشور به شدت با این مسئله برخورد کنند.
این روزنامه از نصرتی به عنوان ملی‌پوش کلیدی ایران در جام جهانی 2006 آلمان یاد کرده و نوشته است: او به خاطر حرکتی که زشت و غیراخلاقی توصیف شده تا اطلاع ثانوی محروم شده است.
در ادامه این گزارش آمده است: این دو بازیکن عضو تیمی هستند که یکی از پرطرفدارترین تیم‌های باشگاهی ایران و از پر طرفدارترین تیم‌های آسیا است.

نیوز اتریش: دو پرسپولیسی به خاطر حماقت محروم شدند

سایت نیوز نوشت: محمد نصرتی و شیث رضایی به زننده‌ترین شکل ممکن پس از گلزنی تیم خود در دیدار روز شنبه با داماش گیلان، رفتار کردند. حماقت این دو باعث رنجش ایرانیان شد.
این سایت افزود: حرکات زشت این دو بازیکن با سابقه تیم ملی به زعم خود، تنها شوخی عنوان شد اما این امر منجر به محرومیت‌های مثل عدم حضور در اماکن ورزشی تا اطلاع ثانوی، کسر 15 درصدی قرارداد و ... شد. سایت نیوز از این رفتار به عنوان رسوایی در نظر ایرانیان یاده کرده است.

ــــــــــــــــــــــ
متاسفانه جدا از منابع اشاره شده، انبوهی از سایت‌های خبری معتبر و غیر معتبر در سراسر جهان به انتشار و بازتاب این خبر از فوتبال باشگاهی ایران پرداخته‌اند و به واقع ذکر همه اسامی در این گزارش شدنی نیست و در این میان بازتاب این حرکت غیر اخلاقی در رسانه‌های کشورهای عربی و حتی آفریقایی باعث تاسف عمیق مردم و اهالی فوتبال ایران شده است.

فقط میشه خاک برسرشون........ گندشون بزنه.......به لجن کشیدن اسم ایران و ایرانیو...


[ سه شنبه 10/8/90 ] [ 8:5 عصر ] [ مهرانا ]
*خانومه وایساده بود جلوی پله برقی نمیرفت روش. دوستم میگه یعنی میترسه؟ پـَـَـ نــه پـَـَـــ مونده با پای چپ بره ثواب داره یا با پای راست

*مرغ و از فریزر در آوردم میگه می خوای غذا درست کنی ؟!
پـَـَـ نــه پـَـَــــ خانوادش اومدن از سردخونه میخوان ببرن خاکش کنن….


*بسته سیگارمو گرفته که از توش سیگار برداره…میگه اِ اِ اِ همین یه نَخه؟؟؟
پـَـَـ نــه پـَـَـــ این یه دونه چشم گذاشته,بقیه رفتن قایم شدن!

*پشه نشسته رو پام داره خونمو می خوره , دستم رو بردم بالا بزنمش یهو داداشم میگه اااا می خوای بکشیش؟! پَـــ نَ پـَـَـ خونش رو خورده می خوام بزنم پشتش آروغ بزنه ببرم بخوابونمش

*مگس نشسته رو برنج به خواهرم میگم: مگـــــــــــــــــس، میگه بکشمش؟؟
پــَـَــــ نه پــََـَـــــــ زشته برنج خالی بخوره یکم خورشت بریز واسش


*رفتم واسه ثبت نام رانندگی زَنه میگه واسه آموزش اومدین !؟؟!! گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ
پول میدم که منو سوار ماشینتون کُنین بشینم رو پای راننده قان قان کُنم


*شب ساعت 11 اومدم خونه بابام آیفونو برداشته میگه میای بالا؟ میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ آشغالا رو که میاری پایین ماهیانه منم بیار !!!!


*رفتم مغازه میگم CD دارید؟ میگه خام؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ تنوری باشه با قارچ و پنیر



*یه روز با جعبه خیلی بزرک رفتم اداره پُست، کًذاشتم رو ترازو جعبه رو کارمنده اومده میکًه می خوای پُست کنُی؟!! کًفتم : پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدم وزنش کنم ببینم اکًر اضافه وزن داره شبها بهش شام ندم .


*تو این گرما که سگ تب میکنه رفتم سوپر مارکت میگم یه ایستک بدید یارو میگه خنک باشه؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ گرم بده میریزم تو نعلبکی خنک بشه


*تو آشپزخونه استکان و قندون از دستم افتاد شکست با صدای خفن.مامان اومده میگه چیزی شکوندی؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ شیشه ی نازک تنهایی دلمو گذاشتم و اکوحال کنم


*دویست تا پشه دستمو نیش زدن هر کدوم اندازه یه پرتغال باد کرده رفیقم میگه پشه زده؟
پـــ نه پـــ باده معده ام رو نگه داشته زده زیر پوستم


*سر یخچالم پارچ آب رو دارم سر میکشم مامانم اومده میگه آبه؟
پــ نه پــ سوسک کش قهرمانه دارم میریزم تو این خندق سوسک نیاد بالا!


*رفتم تو پمپ بنزین بنزین بزنم یکی از بچه ها میگه می خوای بنزین بزنی؟
میگم پــ نه پــ زیاد آوردم بنزین می خوام بکشم پس بدم…


*تو بیلیارد توپ 8 تو زدم رفته تو سوراخ یارو میگه رفت تو؟
پــ نه پــ کریس آنجلم نشناختی غیبش کردم!


*هزار تومن دادم کارت مترومم دادم یارو میگه هزار تومن شارژ شه؟
پـــ نه پـــ ده هزار تومن شارژ کن باقی شو تو اقساط 48 ماهه میدم
!

*رفته بودیم سر ساختمون عموم ببینیم اوضاع چطور پیش میره(مثلا من مهندسم!!!) کارگره اومده میپرسه شما مهندسین؟میگم پ نه پ از ساختمون خوشم اومده اومدم باهاش یه عکس دو نفره بندازم!


*رفتم نون بگیرم طرف میگه شما هم نون می خواید
پ نه پ اومدم با خط تولید آشنا بشم


*یارو تو مترو داره چراغ قوه میفروشه، صداش کردم اومده میگه چراغ قوه میخوای؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ یه لقمه میرزاقاسمی آوردم واسه ناهارم تنهایی نمی چسبید گفتن بیای باهم بخوریم


*داشتم درس زبان میخوندم با صدای بلند ننه جونم امد گفت داری درس میخونی؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ دارم زبان حیوانات کار میکنم بتونم با مورچه ها صحبت کنم


*ساعت 2 شبه به دوستم میگم دیروقته بقیه حرفا واسه فردا. میگه میخوای بری بخوابی؟ میگم پ ن پ هر شب می خوام تا صبح بیدار بمونم فقط به خاطر تو


*دیروز حسین تهی رو دیدم میگم بیا با هم عکس بندازیم میگه عکس یادگاری؟ میگم پــَــــ نــه پــَـــ میخوام ازت عکس بگیرم بفرستم ایران برات زن پیدا کنن!


*با رفیقم داریم تو خیابون راه میریم یک افغانی دیده میگه افغانیه؟ گفتم پـَـ نــه پـَـ جومونگ هست لباس کارگری پوشیده اومده ایران کار کنه پول در بیار آخه کره بیکاری بیداد میکنه


*همکارم داره ازماشینش پیاده میشه،یکی دیگه ازهمکارا میپرسه مال خودشه پ نه پ هر روزداره اجاره میکنه پوزمدیرعامل بزنه!


*دارم تو گوشیم چیز مینویسم دوستم میگه داری اس ام اس میدی؟
میگم پ ن پ دارم باکتریای روی دکمه هاشو میکشم!


*پیرزن ِ سوار اتوبوس شده ، پا شدم از جام ! میگه بشینم یعنی ؟! میگم : پـَـَـ نــه پـَـَــــ پا شدم با هم تانگو برقصیم تماشاچیا شاد شن !


*تو کلاس خودکارم نمینوشت داشتم تندتند میکشیدمش روی کاغذ دوستم میپرسه خودکارت نمینویسه؟پ نه پ دارم نوارقلبمو روی کاغذ میکشم ببینم مشکلش چیه


*داشتیم شام میخوردیم، به خواهرم میگم نمکدونو بده،میپرسه میخوای به غذات نمک بزنی؟
گفتم پَــــ نــــ پَـــــ .. میخواستم تورو امتحان کنم، ببینم میدونی نمکدون کدومه یا نه!!!!


*به داداشم می گم تو آشپزخونه ای زیر کتری رو هم روشن کن ، میگه می خوای چایی دم کنی ؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ می خوام آشپرخونه رو بخار بگیره سونا راه بندازم

*رفتم دفاعیه دوستم، بغل دستیم میگه از پایان نامشون میخوان دفاع کنن؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ از مردم فلسطین در مقابل رژیم غاصب!

یه ساعت اومدی اینجا جک خوندی آخرش با خودت می گی نظر بدم؟
پـ نـ پــ واسه شفای مریضا دعا کن!

[ پنج شنبه 28/7/90 ] [ 6:48 عصر ] [ مهرانا ]

هر چند ایرانیها به محصولات و کالاهای چینی به چشم اجناسی نامرغوب نگاه می کنند، اما در اتفاقی نادر یک گوسفند در “کاشقر” چین که در جاده ابریشم قرار دارد یک میلیون و 400 هزار پوند معادل دومیلیارد و هفتصد و سی و هفت هزار تومان قیمت گذاری شد!

این گوسفند از نژاد “دولان” ( Dolan ) است و در حال حاضر فقط یک هزار راس از این نوع گوسفند در جهان وجود دارد و ثروتمندان چینی علاقه بسیار زیادی دارند که یکی از گوسفندان دولان را در مجموعه های نفیس خود داشته باشند.

روز گذشته شهر کاشقر چین در استان “سین کیانگ” شاهد برگزاری مسابقه ای بود که در آن مردم با ماشینهای لوکس خود گوسفندان پرورش یافته را برای شرکت در مسابقه همراه داشتند.
در یکی از اتومبیل های شیک و گران قیمت و در صندلی عقب آن گوسفندی بود که چند ساعت بعد تبدیل به معروف ترین گوسفند جهان شد!



پس با این حساب گوسفند از bmw- x6 که پشت سرش هست گرون تره!!!! قیمتش نزدیک بوگاتی ویرون هست!


[ چهارشنبه 27/7/90 ] [ 4:0 عصر ] [ مهرانا ]


آدم هـا می آینـد

زنـدگی می کننـد


می میـرنـد و می رونـد...

امـا فـاجعـه ی زنـدگی ِ تــو


آن هـنگـام آغـاز می شـود کـه


آدمی می رود امــا نـمی میـرد!


مـی مـــانــد


و نبـودنـش در بـودن ِ تـو


چنـان تـه نـشیـن می شـود


کـه تـــو می میـری


در حالـی کـه زنــده ای...




نظررررررر یادتووووووووووووووووووووووووووووووووون نرررررررررررررررررررررررررررره!

[ دوشنبه 18/7/90 ] [ 12:46 صبح ] [ مهرانا ]

فرهاد مجیدی با گلزنی در بازی مقابل پرسپولیس در هفته هفتم لیگ برتر، بهترین گلزن استقلال در تاریخ لیگ شد. مجیدی در بازی مقابل پرسپولیس پنجاه و ششمین گل خود در لیگ ایران را به ثمر رساند و با شکستن رکورد 55 گل رضا عنایتی به صدر جدول گلزنان استقلال در تاریخ لیگ صعود کرد. رضا عنایتی در سال 1384 رکورد غلامحسین مظلومی را شکسته و به این عنوان دست یافته بود که حالا بعد از 6 سال آن را تحویل فرهاد مجیدی داد. البته مجیدی یک رقیب جدی در کنار خود دارد که ممکن است در ادامه فصل این رکورد را از او بگیرد. آرش برهانی دیگر مهاجم آبی پوشان با 54 گل نفر سوم در جدول گلزنان استقلال در تاریخ لیگ است که فعلاً دو گل با مجیدی فاصله دارد.

فرهاد مجیدی اولین بار در فصل 76 لیگ آزادگان مقابل نفت آبادان برای استقلال گلزنی کرد. او در لیگ آزادگان 19 گل و در لیگ برتر نیز تاکنون 37 گل به ثمر رسانده است. مجیدی تنها یک بار در فصل 79 مقابل تراکتورسازی هت تریک کرده است. همچنین دو گل او مقابل نفت آبادان و راه آهن از روی نقطه پنالتی به ثمر رسیده است. مجیدی این تعداد گل را در 167 بازی برای استقلال به ثمر رسانده و میانگین گلزنی او 33/0 گل در هر بازی است.


بهترین گلزن استقلالی ها در لیگ، دروازه 22 تیم را باز کرده است و بیشترین گلهایش را به تراکتورسازی تبریز زده است: 8 گل. فجرسپاسی با دریافت 5 گل از مجیدی در رده دوم قرار دارد و تیم های نفت آبادان، سپاهان، ابومسلم، راه آهن و پرسپولیس با دریافت 4 گل از فرهاد مجیدی در رده سوم قرار دارند. سایر گل های او مقابل این تیم ها به ثمر رسیده است: چوکا تالش، استیل آذین( 3 گل) سایپا، پاس همدان، مس کرمان، فولاد خوزستان ( 2 گل) بهمن کرج، استقلال رشت، بانک ملی، شیرین فراز، صبا، استقلال اهواز، پیکان، ذوب آهن، داماش گیلان( یک گل)


مجیدی تاکنون مقابل تیم های نفت تهران، شاهین بوشهر، ملوان انزلی، شهرداری تبریز و مس سرچشمه موفق به گلزنی نشده است که عدم گلزنی او مقابل ملوان که بارها مقابل آن بازی کرده است، جالب توجه است. البته او در جام حذفی یک گل به ملوان زده ، اما در لیگ برتر هنوز موفق به این کار نشده است.


مجیدی در لیگ موفق به گشودن دروازه 37 دروازه بان شده است که رکورد جالبی برای این بازیکن است. محمدرضا مهربانی دروازه بان سابق چوکا، شهرام حاجب دروازه بان تراکتورسازی، حمید نشاط جو دروازه بان استیل آذین و مهدی ثابتی دروازه بان سابق راه آهن و فعلی تراکتورسازی 3 گل از فرهاد مجیدی دریافت کرده اند که حاجب در یک بازی 3 گل خورده است. آرمناک پطروسیان، گئورگ کاسپاروف و المیر تولیا نیز گلرهای خارجی لیگ هستند که مقابل مجیدی دروازه شان باز شده است.

علیرضا حقیقی، میثاق معمارزاده، مهدی رحمتی، محمد محمدی، ابراهیم میرزاپور، حسن رودباریان، حسن هوری، ، سوشا مکانی، شهاب گردان و مسعود همامی از دیگر گلرهای حال حاضر لیگ برتری هستند که حداقل یک بار مقابل مجیدی تسلیم شده اند!

نظر یادتوووووووووووووووووووووووووووووووووووووون نره!


[ یکشنبه 27/6/90 ] [ 4:16 عصر ] [ مهرانا ]


Free fall

فال مجانی


Comic

به افغانی یعنی کمک


Easy Love

لواسان


Longtime

در حمام، زمان پیچیدن لنگ را گویند


Long time no see

دارم لنگ می‌‌پیچم، نگاه نکن


San Jose

به ترکی‌ یعنی شما خوزه هستید


San Antonio

به ترکی‌ یعنی شما آنتونیو هستید


Comfortable

بفرمایید سر میز


Burkina Faso

برو کنار وایسا


His friends

دوستان هیز


Parkinson

پسر سرایدار را گویند که در اتاقکی در پارکینگ زندگی‌ می‌کند


Velocity

شهری که مردم آن از هر موقعیتی برای ولو شدن استفاده می‌‌کنند


Categorize

نوعی غذای شمالی که با برنج و گوشت گراز طبخ می‌‌شود


Black light

سیانور


Good setting

آن سه چیزِ نیک را گویند : گفتار نیک - کردار نیک - پندار نیک


Good one

وانِ بزرگ و جادار


Switzerland

سرزمینی که مردمانش زیاد زر می‌‌زنند اما به دل‌ می‌‌نشیند


Accessible

عکس سیبیل


Very well

رها و آزاد و افسارسرخود و بی‌تکلیف و سرگشته و بی‌جا و مکان


Shutter Island

شعبه‌ کبابی شاطر عباس در کیش


Subsystem

صاحب دستگاه


Good Luck

چه لاکِ قشنگی‌ زدی


Good Luck on your exams

هنگام امتحانات لاکِ قشنگی زده بودی!


Communication Board

کامیونی چه زمانی‌ شن را برد؟


Godzilla

خدای استفاده کردن از مرورگر موزیلا


Avocado

کادو از طرف خانم آوا


Cambridge

شهری که تعداد پل‌هایش انگشت شمار است


نظررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررر یادت نره!


[ یکشنبه 13/6/90 ] [ 4:27 عصر ] [ مهرانا ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

مهرانا[68]
باران بهانه بود که تو زیر چتر من تا انتهای کوچه بیایی ولبخند مثل گلی شکوفه کند برلبانمان!

هواداران دو آتیشه ی  استقلال

امکانات وب